zizijoonbihamta

لیلی رفتن است
نویسنده : zizi s - ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ اسفند ،۱۳۸٦
 

لیلی رفتن است


خدا گفت: لیلی یک ماجرا ست، ماجرایی آکنده از من.
 ما جرایی که باید بسازیش.
شیطان گفت: تنها یک اتفاق است. بنشین تا بیفتد.
آنان که حرف شیطان را باور کردند، نشستند
و لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد.
مجنون اما بلند شد ، رفت تا لیلی را بسازد.

خدا گفت لیلی درد است. درد زادنی نو. تولدی به دست خویشتن.
شیطان گفت:آسودگی ست. خیالی ست خوش.
خدا گفت:لیلی ، رفتن است. عبور است و رد شدن.
شیطان گفت: ماندن است. فرو رفتن در خود.
خدا گفت: لیلی جستجو ست. لیلی نرسیدن است و بخشیدن.
شیطان گفت: خواستن است. گرفتن و تملک.
خدا گفت: لیلی سخت است. دیر است و دور از دست.
شیطان گفت: ساده است. همین جایی و دم دست.
 و دنیا پر شد از لیلی های زود. لیلی های ساده اینجایی.
لیلی های نزدیک لحظه ای.
خدا گفت: لیلی زندگی ست. زیستنی از نوعی دیگر.

لیلی جاودانگی شد و شیطان دیگر نبود.
مجنون زیستنی از نوع دیگر را برگزید و می دانست که لیلی تا ابد طول می کشد.

 لیلی نام تمام دختران زمین است

عرفان نظر آهاریُ