zizijoonbihamta

در یک جامعه مسلمان قتل امام حسین(ع) چگونه ممکن شد
نویسنده : zizi s - ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ،۱۳۸۸
 

 

ابوالفضل شکوری

با توجه به اینکه حضرت امام حسین(ع) فرزند پیامبر اسلام و جگرگوشه دختر او فاطمه زهرا(س) و نیز فرزند بلافصل امام علی بن ابی طالب(ع) بود و یکی از مصادیق آیه تطهیر محسوب می شد که خداوند پلیدی و ناپاکی را از آنان دور ساخته است و یکی از پنج تنی بود که همراه رسول خدا(ص) برای مباهله با نصارای نجران آمد، و خداوند در آیه مباهله آنان را همانند «نفس رسول خدا» شمرده است و نیز او و برادرش حسن بن علی(ع) دو سید و سرور جوانان بهشت معرفی شده اند (الحسن و الحسین سیٌد الشباب اهل الجنه)، امام حسین(ع) اینها و هزاران فضایل و مناقب دیگر را داشت، به راستی چه شد و چگونه شد که دشمنان او از بنی امیه توانستند زمینه یی را در جامعه مسلمین فراهم بیاورند تا آن حضرت و یارانش را به آن گونه فجیع و دلخراش به شهادت رسانده و فرزندان و خانواده اش را که «حرم رسول خدا»(ص) محسوب می شدند به اسارت ببرند؟، آیا مردم آن عصر همه کافر شده بودند؟ چرا هیچ گونه واکنش مناسبی از خود نشان ندادند؟ آیا هیچ مسلمان معتقد و باایمان جز آن شمار اندکی که در کربلا شهید شدند، از اصحاب پیامبر و تابعین وجود نداشتند؟ به راستی قتل و شهادت امام حسین(ع) با آن عظمت و قداستش چگونه ممکن شد؟ این تنها سوال نگارنده این سطور نیست، سوال همه کسانی است که حتی اندک شناختی از امام حسین(ع) و آیین اسلام دارند. پاسخ این پرسش با این مقدمه ممکن است که توجه داشته باشیم قتل و شهادت امام حسین(ع) در جامعه مسلمانان به لحاظ اجتماعی و سیاسی پس از سال ها مقدمه چینی و تمهیدات فکری، فرهنگی و اعتقادی صورت گرفت، یعنی طی حدود 50 سال بعد از رحلت رسول خدا با دستکاری در مفاهیم دینی و جعل مصطلحات و مفاهیم جدید و بدلسازی آنها از مفاهیم صحیح اسلامی این کار ممکن و عملی شد. بررسی کامل همه این موارد و شناسایی بدلسازی های انجام شده توسط قدرتمندان به ویژه حاکمان بنی امیه نیاز به نگارش کتاب جداگانه یا دست کم مقاله پژوهشی بلندی دارد ولیکن در اینجا به سه مورد تاثیرگذار از آن جعل مفاهیم و مصطلحات و بدلسازی از مفاهیم و اعتقادات اصیل اسلامی اشاره می کنیم تا معلوم شود، چگونه به مرور زمان عملیات استحاله جامعه اصیل اسلامی به یک جامعه صد درصد مطیع و فرمانبر برده وار را به انجام رساندند.

آن سه مورد از قرار ذیل است.

1- جماعت

یکی از آن موارد اصطلاح «جماعت» است که حاکمان بنی امیه به بهانه ایجاد وحدت و اجماع کامل میان اقشار جامعه مسلمین آن را ابداع و مفهوم سازی کرده و به مرور تبدیل به یک مقوله و مفهوم دینی- سیاسی کردند. اولین بار معاویه بن ابی سفیان هنگامی که از طریق صلح خلافت را از امام حسن(ع) ربود اقدام به جعل و ترویج این واژه کرد و آن سال را «عام الجماعه» یعنی سال جماعت و اتحاد همگان نامید. بعد از آن محدثان و فقیهان درباری بنی امیه روی آن کار بیشتری کرده و به عنوان یک مفهوم دینی - سیاسی بدلسازی شده نهادینه کردند، تا جایی که با تمسک به عنوان «جماعت» هرگونه اختلاف عقیده و اختلاف در جامعه اسلامی را مهار و سرکوب کردند. آنان و معاویه تا آنجا پیش رفتند که صحابیان بزرگ پیامبر(ص) مانند حجر بن عدی و عمرو بن حمق خزاعی، میثم تمار و بعدها سعید بن جبیر و دیگران را به بهانه خروج از جماعت مسلمین دستگیر و اعدام کردند. به دلیل اینکه حکومت معاویه بن ابی سفیان لعن و سب امیرالمومنین علی(ع) را به صورت یک بخشنامه بر همه واعظان و خطیبان جمعه و جماعات یک فریضه بعد از نمازهای واجب قرار داده بود ولی این صحابیان بزرگوار آن را قبول نمی کردند و به همین دلیل متهم به «خروج از جماعت» شدند.

مورخ معروف یعقوبی در این باره می گوید؛ «زیاد بن ابیه درباره آنان- حجر، عمرو، میثم و... -به معاویه نوشت؛ اینان در لعن ابوتراب یا جماعت مخالف مخالفت کرده و بر حاکمان تمرد کرده اند، بنابراین از اطاعت خارج شده اند.»1 ابوهریره در حدیثی جعلی از رسول خدا(ص) روایت کرده است؛ «هرگاه کسی از شما در امیر و حاکم خود عملی ببیند و از آن عمل ناراحت شود باید صبر پیشه کند و بر او اعتراض نکند، برای اینکه هر کس به اندازه یک وجب از جماعت خارج شود، مرگ او مرگ جاهلیت خواهد بود.»2 چنان که ملاحظه می فرمایید حاکمان اموی با مفهوم سازی اصطلاح جماعت به سرکوب بی رحمانه مخالفان سیاسی خود پرداختند و آن را در حدی برای عامه مردم و خواص جامعه نهادینه کردند که وقتی امام حسین(ع) با آن جایگاه ویژه دینی و اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر را آغاز کردند، شایعه کردند که از «جماعت» خارج شده و خونش حلال است،

2- اولوالامر

بدل سازی دیگر بنی امیه مربوط به اصطلاح قرآن «اولوالامر» است که با تحریف مفهومی این واژه به تثبیت جایگاه خود و سرکوب مخالفان شان پرداخته و ریختن خون مقدس امام حسین و یاران بی گناه او را نیز با استناد به این بدل سازی حلال وانمود کردند.

مصداق انحصاری اولوالامر در قرآن مجید، علی بن ابی طالب(ع) و دیگر معصومان هستند و به هیچ حاکم غیرمعصومی اولوالامر اطلاق نمی شود، ولی بنی امیه کوشیدند با تحریف مفهوم این واژه آن را شامل حاکمان به طور مطلق کنند؛ چه عادل باشند و چه ظالم. بنابراین برای جامعه چنین وانمود کردند که خداوند فرموده؛ «اطیعوا الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم و...» شامل همه فرمانروایان و حاکمان از جمله خلفای بنی امیه نیز می شود و متمرد بر آنان از اطاعت خدا و رسول خارج شده است. در زمان امام حسین(ع) نیز چنین تبلیغ کردند که حسین بن علی به دلیل عدم بیعت با یزید بن معاویه از اطاعت خدا و رسول و جماعت مسلمین خارج شده است، پس قتال با او واجب است،

3- نظریه تغلب

نظریه تغلب توسط فقهای درباری بنی امیه و بنی عباس ساخته و پرداخته شده است و منظور از آن این است که «الحق لمن غلب» یعنی حق با کسی است که غلبه با اوست. یعنی حق پیرو قدرت و زور است. هر کس بر سر قدرت باشد حق است هرچند رفتاری ظالمانه و اسلام شکنانه با مردم مسلمان داشته باشد. بر او نباید اعتراض شود و خروج بر حاکم مستقر و مسلط بر امور حرام است چون موجب ناامنی جامعه می شود و فتوا دادند که پشت سر هر بر و فاجری می شود اقتدا کرد و نماز جماعت خواند، عدالت در امام جماعت و حاکم لازم نیست.3 این نظریه که هیچ گونه پایه و ریشه یی در قرآن و سنت نبوی ندارد موجب شد مردم نیز بگویند «نحن مع من غلب» یعنی ما نیز با کسی هستیم که غالب باشد و بر سر قدرت باشد. با این منطق طبیعی بود که همه آنان با امام حسین نباشند بلکه بر ضد او باشند چرا که امام حسین غالب نبود و حاکم نبود. این بود که مردمان زمانه امام حسین (ع) همه شان زمینه ذهنی و فکری برای عدم همکاری با آن حضرت را داشتند و حتی آمادگی لازم جهت همکاری با جریان یزید و ابن زیاد برای قتل و شهادت آن حضرت و به اسارت بردن فرزندانش را داشتند. با توجه به این زمینه ها و بدل سازی های مذهبی است که می توان معنای آن جمله معروف عمر بن سعد در روز عاشورا را درک کرد که خطاب به لشگریان یزید فریاد زد؛ یا خیل الله ابشروا بالجنه، یعنی ای لشگریان خدا مژده باد بر شما بهشت، و...

با بررسی کوتاه سه محور از موضوعات و مفاهیم بدل سازی شده تا حدود زیادی چگونگی فراهم آمدن زمینه اجتماعی و اعتقادی قتل و شهادت امام حسین (ع) توسط یزیدیان و عدم اعتراض جدی خواص و عوام جامعه اسلامی در آن روز برایمان روشن شد و امیدوارم خداوند همه ما را از پیروان واقعی امام حسین(ع) قرار بدهد.

 

پی نوشت ها؛
1- تاریخ یعقوبی (متن عربی)، ج 2، ص 230
2- ابوهریره عن رسول الله (ص)
3- رک؛ اصول الدین، صص 192- 190، تالیف امام عبدالکریم بنرودی، چاپ قاهره