zizijoonbihamta

آیا هنوز می خواهی بمانم؟
نویسنده : zizi s - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ آذر ،۱۳۸٧
 

آیا هنوز می خواهی بمانم؟

دیگر باور ندارم که

تو، می خواهی من بمانم.

کاش چنین نباشد. کاش تو قلبم را نشکنی.

گر بروم، بی دل رفته ام.

 دوستت دارم.


 
 
آه
نویسنده : zizi s - ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸٧
 

چه می شود که  یکباره غریبه می شوی؟

چه می شود که مرا از یاد می بری؟

چه می شود که دیگر نمی خندی؟

چه می شود که من حس رفتن می کنم؟

چه می شود که بغض در گلویم آشیان می گیرد؟

چه می شود که یاد گذشته ها شیرین تر از اکنون می شود؟

چه می شود که اینهمه دلتنگت می شوم اما... اینهمه از تو دورم؟

چه می شود که دیگر دستانت مهربان نیستند؟

و شاید نگاهت دیگر............